عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

179

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

شبها نبيند و همه چيز را زير پا لگدكوب كند » مانند كنند و به وى مثل زنند . زهير گفته : رأيت المنايا خبط عشواء من تصب * تمته و من تخطىء يعمّر فيهرم يعنى : كار مرگ را مانند شتر شبكور - نابسامان كار - ديدم كه نيكان را مىكشد و بدان را زندگانى مىدهد و پير مىگرداند . و جاحظ گفته : يخبط خبط العشواء ، و يحكم حكم الورهاء ، و يناسب اخلاق النساء . يعنى : كارهايش چون شتر شبكور نابسامان است و حكمش چون حكم زن گول و بىخرد ؛ و خوى و خلقش مناسب خوى زنان . خبط الفيل . كسى را كه سنگين باشد و هر چيز را زير پاى بسپرد و خرد كند به « خبط فيل » مثل زنند . و پادشاهان پارس بسيارى از بدخواهان خود را زير پاى فيلان مىانداختند و فيلان آنها نيز به آن كار آموخته بودند زيرا تا مردى زير پاى فيلى افكنده مىشد علف خود را رها كرده و به سوى محكوم مىآمد و او را به خرطوم مىزد و به پاهاى خود له مىكرد . از كسانى كه به چنين گونه‌اى كشته شد نعمان بن منذر بود . ختل الذّئب . عرب در امثال خود شخص فريبكار را به گرگ مانند كند و گويد : « هو أختل من الذئب » . نيز گفته‌اند : « ختل الذئب الصيد » يعنى گرگ خود را پنهان كرد و با نيرنگ شكار را گرفت نيز هر « خادع » را « خاتل » گويند . خدّ الأرض . همان‌سان كه براى زمين به استعاره وجه و روى نسبت داده‌اند ، ابن المعتزّ به آن « گونه » نسبت داده و گفته : و مزنة حار فى أجفانها المطر * فالرّوض منتظم و القطر منتشر ما زال يلطم وجه الأرض و ابلها * حتّى وقت خدّها الغدران و الخضر يعنى : و بسا ابر كه باران در پلكهاى آن [ مرغزار ] جمع شده ، گلزار شاداب و